عیسی در زمان سلطنت هیرودیس در شهر بیت لحم به دنیا آمد.
تاریخ با گفتن زمان پادشاهی شاهی آغاز میشود که در اینجا پادشاه هرودیس است که پادشاه اسراییل است.
آنگاه هیرودیس پیام محرمانهای برای مجوسیان ستاره شناس فرستاد و از ایشان خواست تا به دیدار او بیایند و به آگاهی او برسانند که نخستین بار ستاره را در چه زمانی دیدهاند. پس به ایشان گفت به بیت لحم بروید و به دقت به جستجوی آن نوزاد بپردازید – آنگاه به نزد من بازگردید – به من خبر دهید تا من نیز بروم و او را بپرستم.
در انجیل متا از سه پادشاه گفتگویی در میان نیست بلکه از سه مجوس – سه زرتشتی سه ایرانی. در نوشتارهای مسیحیان سوریهای نام این سه ایرانی نیز آورده شده است. لاونداد – هُرمیسداس و گُشناسب
در پژوهشهایی که انجام شده است، روشن شد که این سه تن که بودند و از کجا آمدند. این سه تن سه ایرانی بودند که از کشور اهورایی ایران از شهر همدان به سوی اورشلیم به راه افتادند. از شهر همدان، جایی که بزرگترین مرکز ستاره شناسی علمی دنیا بود. همانگونه که محاسبههای ستارهها نشان دادند – آشکار شد که اگر به بیش از ۲۰۰۰ سال برگردیم و حرکت ستارهها را به ۲۰۰۰ سال پیش برگردانیم، آن ستاره دنباله دار را پیدا میکنیم. در ستاره شناسی چینی نیز در این زمان از ستاره دنباله دار گفته میشود. در تورات آورده شده است که در آینده مِسیاس خواهد آمد یعنی کسی که قوم یهود را آزاد میسازد. و پیام آمدن مسیاس، با دیدن ستاره دنباله دار در آسمان خواهد بود. این داستان را زرتشتیان میدانستند – بدین دلیل بود که با دیدن ستاره دنباله دار، دریافتند که مسیاس یا آزاد کننده مردمان زاده خواهد آمد.
با دیدن ستاره دنبالهدار، این سه ستاره شناس ایرانی از همدان به سوی اورشلیم به راه افتادند و در اورشلیم از چوپانان و مردم درباره فرشتگان و نوزاد در آخور آگاه شدند. این سه مجوس این سه ایرانی در نگارههای بسیار کهن که از آنها کشیده شده بود سه مرد سپید پوست بودند و پوشاکی از دیبا بر تن داشتند و کلاههایی بر سر داشتند که همانند همان پوشاک و کلاههای زمان ساسانیان بود.
چرا نگارههایی که از این سه تن در قرنهای پسین کشیده شد با نگارههای بسیار کهن تفاوت داشت؟ از زمانی که اسلام پیدایش شد، کلیسا نیز بر آن شد برای خود تبلیغ کند، و این سه تن ایرانی ستاره شناس، به سه فیگور سیاسی دگرگون شدند و از آنان پادشاه ساختند و از یکی از ایرانیان، پادشاه سیاه پوست ساختند. با این فرتور کلیسا خواست که نشان دهد که سه پادشاه از سه سوی کره زمین افریقا، اروپا و آسیا و خاور میانه و دور و نزدیک آمدهاند تا در برابر عیسی مسیح زانو بزنند و او را شناسایی کنند. این سیاست آن زمان، با آنکه امروزه آن مفهوم خود را از دست داده است، همچنان ادامه دارد و کلیسا این دروغ تاریخی را درست نمیکند.
برچسب:
نویسنده: آیلین حسینپور